ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

746

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

پيشه كنندهء آن سودى نميبرد ( و نميتواند آن را وسيلهء معاش خود سازد ) ليكن پيشه‌ها و مشاغلى كه از لحاظ معاش مردم ضروريست در هر شهرى يافت مىشود مانند خياطى و آهنگرى و نجارى و امثال آنها . و صنايعى كه از نظر عادات و كيفيات زندگانى تجملى مورد نياز ( توانگران ) مىباشد تنها در شهرهاى پر جمعيت و بسيار آباد كه آداب و شئون زندگانى تجملى و حضارت را پيش ميگيرند رواج مىيابد مانند شيشه‌گرى و زرگرى و عطر سازى و آشپزى و رويگرى و ساختن شيرهء انگور [ 1 ] و هريسه سازى [ 2 ] [ و ديبا بافى ] [ 3 ] و مانند اينها و اين گونه صنايع هم در شهرهاى مختلف با هم تفاوت دارند و بهر اندازه كه عادات و رسوم حضارت فزونى مىيابد و كيفيات تجمل خواهى ايجاب مىكند صنايعى ازين نوع پديد ميآيد و در يك شهر متداول مىشود و در شهر ديگر وجود ندارد چنان كه گرمابه‌ها را مىتوان ازين مقوله شمرد كه تنها در شهرهاى متمدن‌نشين پر جمعيت يافت مىشوند زيرا تجمل خواهى و ناز و نعمت توانگرى بنيان نهادن آنها را ايجاب مىكند و به همين سبب در شهرهاى متوسط حمام وجود ندارد و هر چند برخى از پادشاهان و رؤسا به بنيان نهادن گرمابه در اين گونه شهرها همت ميگمارند و آنها را داير ميسازند ولى هنگامى كه عموم مردم از آنها استقبال نكنند بسرعت متروك و ويران مىشود و متصديان آنها اين پيشه را رها ميكنند چه سودى نميبرند كه معاش آنان را تأمين كند ، و خدا ميگيرد ( روزى ) و ميگشايد [ 4 ] ( روزى ) .

--> [ 1 - ) ] دسلان كلمهء « سفاج » را بدينسان ترجمه كرده ولى در كتب لغت « سفاج » بدين معنى نيامده است . [ 2 - ) ] هريسه طعامى است كه از گوشت و حبوب ترتيب دهند ، بهترين آن آن است كه از گندم و گوشت مرغ سازند . ( منتهى الارب ) . [ 3 - ) ] قسمت داخل كروشه در چاپهاى مصر و بيروت نيست و بجاى آن چنين است : « الفراش و الذباح » كه معنى آنها مناسب مقام نيست و گويا ( ذباح ) تصحيف دباج و فراش مصحف هراس است [ 4 - ) ] وَ الله يَقْبِضُ وَ يَبْصُطُ 2 : 245 . سورهء بقرة آيهء 245 ( مقدمهء ابن خلدون 96 )